سلامي دوباره خدمت همهي خوانندگان عزيز و تشكري ويژه براي آن دوستاني
كه ما را از نظرات زيبايشان بي بهره نميذارند. براي اين پست شعري بسيار زيبا
برايتان خواهم گذاشت كه اگر حقيقتش را بخواهيد اسم شاعر آن را نميدانم. اگر شما نام
شاعر خوش ذوق اين شعر را ميدانيد لطفاً در قسمت نظرها بنويسيد.
به نام خداي عاشقان
اي نـگاهت نـخـي از مخـمل و از ابريـشم
چند وقتي است كه هر شب به تو ميانديشم
به تو آري به تـو يعني به هـمان منـظر دور
بـه هـمان سـبز صميـمي بـه همان باغ بلور
بـه همان سايه همان وهـم همان تصـويري
كـه سراغـش ز غـزلهـاي دلـم مـيگيري
شَبَحي چند شب است آفت جانم شده است
اول اسـم كـسـي ورد زبـانـم شـده اسـت
در مـن انـگار كـسي در پي انكار مـن است
يك نفر مثل خودم تـشنهي ديدار من است
يك نـفر سبز چـنان سبز كه از سرسبزيش
ميشود پل زد از احساس خدا تـا دل خويش
يك نـفر ساده چنان ساده كه از سادگياش
مـيتوان يك شـبه پـي برد به دلـداگياش
آي بيرنگتـر از آينه يك لـحظـه به ايست
راستي اين شبح هرشـبه تصوير تـو نيست؟
اگر اين حـادثهي هـر شبه تصوير تو نيست
پـس چرا رنگ تو و آيـنه اين قدر يكيست؟
حتـم دارم كه تـواي آن شبح آيـنه پـوش
عاشـقي جـرم قشنگي است به انكار نكوش
حالا اگر كسي تونست قالب اين شعر رو بگه جايزه داره و جايزه ويژه هم مال كسيه كه هم قالب شعر رو بگه و هم اسم شاعر اون رو (البته به قید قرعه). اگر هم هيچكدوم رو نميدونيد ميتونيد دربارهي مصراع آخر شعر نظرتون رو بيان كنيد.